و اگر يكى از متداعيين به حكم صاحب « جج » راضى نشد ، عريضهاى مشتمل بر مدعاى خود به صاحب « اپيل » كه مرتبهء او بالاتر است نويسد ، و به همين دستور خرج و رسوم كمپنى را داخل كند ، و مدتهاى مديده نيز در اين مرحله تكاپو و دوندگى كند ، و اگر از حكم او نيز احد طرفين راضى نشد به عدالت صدر كلكتّه به دستور گذشته نالش كند ، و متحمّل اخراجات شود .
پس اگر برد و حق با او شد « 1 » تمام خسارات ظاهريّهء گذشته را از مدّعى عليه گرفته ؛ با اصل به وى دهند ، و سواى آنچه خفيه به رشوه داده است خسارتى بر آن كه محق است نمىرسد ، و اگر به عدالت صدر كلكتّه كه او را عدالت ديوانى گويند نيز راضى نشد به دستور سابق وكيل مقرّر كند و به عدالت پادشاهى - كه او را « سوپريمكوت » « 2 » مىنامند - رجوع كند و اخراجات اين عدالت زياده از عدالتهاى ديگر است ، و به نام پادشاه انگريز در كلكتّه مقرّر است ، و اگر به آن « 3 » نيز راضى نشد به عدالت لندن يعنى « دار السلطنهء » جماعت انگريز رجوع كند ، و در حكم آن عدالت تغيير و تبديل نيست ، و مراتب چند به جهت عدول از هر عدالتى به عدالت فوق آن مقرّر كردهاند كه چون دعوى به آن مبلغ رسد قدرت عدول به مرتبهء فوق هست و الّا فلا .
و مقرّر كردهاند كه اگر حق بر مدّعى عليه ثابت شد و او ادعاى افلاس كرد و به اثبات رسانيد ديگر مدّعى را بر او تسلطى نباشد ، و وى را مرخّص كنند ، و اگر مدّعى خلاف آن را ثابت كرد و ملك يا خانه ، يا جنسى را نمود ،
هامش
( 1 ) باشد : « ب » .
( 2 ) سوپريمكوت : دادگاه عالى كشور .
( 3 ) اين : « الف » .