و فسادى واقع شود مفسد را گرفتار كرده به حكّامى كه مختار آن ضلعند اطلاع دهد و او را « تهانهدار » گويند .
و امورات ملكى و مالى سركار كمپنى در اغلب اضلاع در عهدهء چند اشخاص است .
اوّل : كسانى كه عدالت و دادخواهى كنند و داد مظلوم از ظالم گيرند ، و ايشان را اصحاب عدالت گويند .
دويّم : كسانى كه ماليات خراج را تحصيل كنند و ايشان را « كلكتر » « 1 » گويند ، و سابق بر اين به كيفيت آن اشاره شد ، و در اعادهء آن فايده نيست .
سيّم : كسانى كه به ضبط گمرك و محصول مال التجاره مأموراند ، و ايشان را اصحاب « پرمت » گويند ، و به كيفيّت آن نيز قبل از اين اشاره شد .
چهارم : جماعتى كه از جانب كمپنى به تجارتى كه مخصوص به اوست مشغولند ، مثل خريد و فروش ترياق و شوره و نمك و سواى كمپنى احدى بر معاملهء اين سه جنس قادر نيست ، و اگر كرد و معلوم شد به سياست مىرسد ، و جريمانه خواهد داد ، و چنان كه شنيدهام در سالى زياده از يك كرور روپيه از تجارت اين سه چيز عايد آن جماعت مىشود .
پنجم : كسانى كه به تجارت متعارفه مثل كرباسفروشى و نحو آن ، كه شغل اصلى اين « 2 » جماعت است مشغولند ، و از اين ممرّ نيز مبالغ كليّه تحصيل مىكنند ، و امر تجارت به اين سبب بر رعيّت بسيار تنگ شده است .
مشهور است كه : خلف عالمگير پادشاه بابرى را منظور شد كه مبلغى را
هامش
( 1 ) .Collector.
( 2 ) آن : « الف ، ب » .