تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
و ناظران و مفتيان و ساير كارداران عدالت به رعايا و فقرا مىرسد ، و از مراتب هوش و ادراك اين قوم نهايت تعجّب است كه ملاحظه نمىكنند ، و تأمّل نمىنمايند كه ديوان و مفتى و ناظر و كوتوال ، و داروغه ، و تهانه‌دار ، و هريك از متصدّيان و منشيان سركار مثلا كه دخيل امور عدالت شده‌اند ؛ در مدّت قليله با اين مواجب كه زياده از قدر معيشت نيست ، اين دستگاه و طمطراق را بر خود از كجا چيده‌اند ، و مع ذلك صاحب سرمايهء خطيره و املاك كثيره از چه ممر شده‌اند ، اگر رشوه نگرفته‌اند پس از كجا آورده‌اند ؟ و بسا هست كه : بعضى از اين قوم خود نيز رشوه مىگيرند ، و لكن به سبب قسم و خوف سياست بنفسه مرتكب گرفتن آن نمىشوند ، و يكى از كارداران را با خود رفيق و متّحد مىكند ، و در اين وقت عجب آتشى در فقرا مىافتد ، چنان كه در مرشدآباد در سركار يكى از اين فرقه ناظرى بود « اودان سنگ » نام كه چيز جز وى مواجب داشت ، و متواتر مىشنيدم كه در ماهى هشتصد روپيه اخراجات صاحب‌كار را به ذمّه گرفته بود ، و مع ذلك خود با آنكه از احقر مفلسان بود و سابق بر آن در عظيم‌آباد در فرقه انفار و سپاهيان بوده زياده از سه روپيه مواجب لياقت نداشته است ، در اندك وقتى در مرشدآباد به سبب منصب ناظرى صاحب لكوك روپيه شده بود .

كيفيّت عدالت ديوانى

القصّه : اگر احدى را بر كسى ادّعاى قرضى يا ميراثى - مثلا - باشد عريضه در كاغذ « استام » « 1 » كه ذكرش خواهد آمد مىنويسد و مطلب خود را
هامش
( 1 ) كاغذى است رسمى همانند كاغذهاى تمبرخوردهء دادگستريهاى كنونى .