تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
و فيض‌آباد و لكهنو نگارش گرديد . القصّه : اين قوم بر خلاف رويّهء اهالى اين كشور به متابعت اصحاب عقول و مجانبت از حركات بىفايده و فضول ؛ و استعمال صبر و بردبارى و عدم عجله و جلدى و تنگ‌مزاجى در نهايت خوبى بدون حصول بدنامى به آرام و استراحت تمام ممالك بسيارى را كه از پايتخت رياست ايشان به مدّتهاى مديده دوراند ، مانند مملكت هند كه در بسيارى زر و اقمشهء نفيسه ، و وسعت و آبادى ، و سرعت اطاعت مردمان در تمام « 1 » اقاليم سبعه قليل النظير است ، به سهولت تمام مالك شدند ، و در عوض آن ؛ چنان كه ذكر شد مبلغ جزوى به سركار پادشاه خود موافق اقرارنامه كه از اول به خزانهء سلطانى سپرده‌اند مىدهند ، و آنچه زياده به عمل آيد به خزانهء كمپنى ، يعنى آن چند نفر تاجر داخل مىشود . و در اين اوقات از ملك هند از بابت تجارت و از مداخل ملكى و غيرها بعد از وضع خرج سپاه و مواجب اعاظم و اعيان هنديه و انگليسيه چنان كه از بعضى از ثقات مسموع شده است ، زياده از پانزده كرور روپيه عايد سركار كمپنى مىشود ، و البته چند كرور نيز از بابت اخراجات خواهد بود ، و اين مراتب معلوم كارداران حضور سلطانى و اصحاب حلّ و عقد هست ، و نظر به استحكام قواعد و ضوابط و سررشته مملكت‌دارى چيزى نمىگويند ، « فاعتبروا يا اولى الابصار » . و در نوشته‌جات و فرامين لفظ كمپنى مىنويسند و او مالك است ، نام و عدد ايشان معلوم نيست ، و گويا كه همين لفظ « كمپنى » نام و به معنى حاكم
هامش
( 1 ) تمامى : « ب » .