جماعت انگليسيّه اين معنى را فال تسخير « بنگالا » دانسته تعجيل در گرفتن يك كرور روپيه مال المصالحه نمودند ، نوّاب از دادن آن « 1 » عاجز شده ، ليت و لعلّ مىنمود ، مجملا « كرنل كليف » مذكور سردار آن جماعت شروع در تهيّؤ اسباب حرب كرد ، سراج الدوله به استماع اين خبر با منافقان از در رفق و مدارا برآمد اما سودى نكرد .
شعر « 2 »
به سالى ز جورت جگر خون كنم * به يك ساعت از دل بدر چون كنم ؟
مير موصوف زياده بر جلب قلوب منافقين كوشيد بهحدّى كه كمتر كسى باقى ماند كه در دل رفيق نوّاب بود ، پس تلاقى فئتين در قرب و نواحى كلكتّه روى داد ، قوم انگريز بر نفاق آن جماعت پشت گرم شده شروع به باريدن گلهء توپ و تفنگ نمودند ، مير موصوف با منافقين به طرفى ايستاده تماشا مىكردند ، و « مير مدن » و « موهن لال » - كه از جان و دلخواهان دولت سراج الدوله بودند - كوشش مىكردند ، و لكن به سبب توپ مجال يورش نداشتند ، و مع ذلك كار بر انگريز فى الجمله تنگ كرده بودند .
كرنل كليف به مير محمّد جعفر خان و ياران او پيغام داد كه وعده چنان بود كه جنگ قليلى شود و حال سه په « 3 » روز است و هنوز سپاه خصم مردانه
هامش
( 1 ) آن : در « ب » نيامده است .
( 2 ) بيت : « ب ، د » ، شعر : در « د » نيامده است .
( 3 ) پهر : يك حصّه از چهار حصّهء روز ، و چهار حصّهء شب ( بيشتر در هندوستان متداول است ) . ( فرهنگ معين )