از آن را در مدّت قليله نقد به سركار كمپنى برساند و در عوض مابقى شش بلوك متّصل به كلكتّه را - كه نام آنها را در اين وقت فقير نميداند - به عمّال انگليسيّه بدهد كه تتمّهء مبلغ را از آنجا تحصيل كنند .
بعد از تحرير تمسّكات و گرفتن مواثيق از طرفين سراج الدّوله طبل رحيل را به سمت مرشدآباد كوبيد و در « منصورگنج » مقام گرفت ، و از بعضى از معاصى توبه و انابه كرد و چون اكثر سرداران خصوص مير محمّد جعفر خان و راجه دولت رام و نحوهما را منحرف ديد مىخواست كه خود را از غم ايشان نجات دهد ، و آنها را از قلمرو هستى به دركند ، و لكن چين مانع ؛ و از دوستى ايشان با جماعت انگليسيّه نيز انديشه نمود .
و در اين اثنا فيما بين قوم فرانكسيس و قوم انگريز در حدود بنگالا نيز جدال و نزاع اتّفاق افتاد و قلعهء « فراس دانكه » را - كه در دست فرانكسيس و متّصل به « هوگلى » و « چچره » بود انگريزان گرفتند و كوتهى ايشان را كه در « قاسما بازار » بود نيز ضبط كردند .
« موشير لاس » كه عمده و رئيس جماعت فرانكسيس بود به سراج الدوله توسّل جسته مع باقى ماندگان جماعت خود و توپخانه و برق اندازان ملازم آن سركار شد ، منافقين آن دولت محرّك جماعت انگريزيه شدند كه به صحابت شخصى از قوم خود به وى پيغام دادند كه در مصالحهنامه مندرج است كه دشمن ما دشمن نوّاب ، و دوست ما دوست نوّاب باشد ، و همچنين بالعكس ، و الحال ميان ما و اين قوم جنگ است و ايشان را زدهايم و به در كردهايم و نوّاب پناه داده ملازم خود فرمودهاند ، پس بدانند كه اين حركت موجب نقض عهد است .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 802
مساهمون: أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
ص٨٠٢