و عهد و مواثيق را تجديد گردانيد ، و يوم شنبه هفتم ماه مذكور داخل دولتخانه نوّاب سراج الدوله در « منصورگنج » گرديد ياران موافق بر او مجتمع شدند ، و آنانى كه بزرگى او را عار خود مىدانستند نيز ناچار از خوف جان و مال حاضر شدند .
پس مسند نظامت و ايالت را در روز دوشنبه بهوجود خود ملوّث ساخت ، و كوس نكبت و بدنامى و نمك بحرامى با ولى نعمت را نواخت ، و به اتّفاق دولت رام به ضبط اموال خداوند خود و تقسيم آن بر جماعت انگريز و غيرهم پرداخت ، و چون سالها بود كه آروزى خطاب مهابت جنگ و اتباع او را در دل داشت در مهر خود « شجاع الملك حسام الدوله مير محمّد جعفر خان بهادر مهابت جنگ » نقش نمود ، و خطابات اولاد و اتباع او را بر اولاد و اتباع خود تقسيم كرد ، و لكن چون بدون اجازهء سلطانى « 1 » بود هيچيك از آنها اشتهار نيافت ، و با آنكه يوم دوشنبه روزى است در شريعت مقدسه بسيار منحوس و بهجز بنىاميّه از امّت پيغمبر آخر الزمان آن را كسى مبارك نداشته است ، مير موصوف در آن روز بر مسند نظامت جلوس كرد ، و لهذا چنان كه متواتر شنيدهام دودمان او الى الآن آن روز را مبارك و ميمون مىدانند ، و امورات تازهء اتّفاقيّه را بهجهت تيمّن و تبرّك در آن روز بهعمل مىآورند ، و از اين غريبتر آن است كه « منى بيگم » زوجهء كبراى مير موصوف - كه نامش در احوال مرشدآباد گذشت ، با آنكه وى در تمام اين خاندان به ظاهر شيعهاند - مسجدى در مرشدآباد ساخته است ، و بهعنوان وظيفه در ماه مبلغى را به عالم متعصّبى از علماى اهل سنّت مىدهد كه در روز جمعه بر منبر رفته
هامش
( 1 ) سلطان : « الف » .