تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
نوّاب سراج الدّوله به استماع اين خبر وحشت اثر پنبهء غفلت را از گوش كشيد و عازم رزم آن جماعت گرديد ، و در روز دوشنبه دوازدهم ماه ربيع الثانى سنهء يكهزار و يكصد و هفتاد ( 1170 ) هجرى از مرشدآباد روانهء سمت كلكتّه شد ، و « 1 » در قريب به بندر مذكور در مكان مناسبى معسكر و ابواب جنگ را مفتوح نمود ، و « 2 » لكن جماعت انگريزيه به‌جهت دريافت احوال امرا و سركردگان ، باب جواب و سؤآل و درخواست مصالحه مسدود نكرده بودند . پس در اين اثنا آن قوم بر حزم عزيمت شبيخون زدن به عسكر نوّاب را جزم نمودند و شخص كارآزموده از قوم خود را به نام سفارت به خدمت نوّاب فرستادند تا در آن ضمن اطراف و جوانب خيمه و سنگر و معسكر او را خوب ديده بازآيد ، شخص فرستاده حسب الحكم به عمل آورده مراجعت كرد ، پس شبيخون عظيمى بر عسكر وى زدند ، و اراده داشتند كه شايد نوّاب را زنده دستگير كنند ، به سبب تيرگى شب خيمه و مقام او در لحاظ ايشان نماند . چون چنين رستخيزى كه نمونهء محشر بود در آن معسكر آشكارا شد از خوف جرأت اقامت در آن مكان كه متّصل به آبادى كلكتّه بود نكرد ، و لا علاج كوچ كرده به فاصلهء بعيده قرار گرفت و بناى مصالحه گذاشتند ، چون جماعت انگليسيه بر عجز او مطّلع شدند قضيّه را برعكس كردند ، و ادّعاى اموالى كه در جنگ اوّل سراج الدوله و عسكر او از كلكتّه به غارت برده بودند نمودند . آخر الامر بعد از قال‌وقيل بسيار مبلغ كلّى بر گردنش گذاشتند كه قدرى
هامش
( 1 ، 2 ) و : در « ب » نيامده است .