تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠
خصوص مير موصوف را چند دفعه خوار و ذليل نمود ، بلكه عازم بر قتل آنها گرديد ، و مع ذلك معاف و بر مناصب خود مستقل گذاشت . شعر « 1 »
چه تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند « 2 » كش نيايد به كار
پس در اين وقت مير موصوف به امداد « جكت سيته » بالكليه تخم نفاق را در كانون سينهء سرداران انداخت و ايشان را از نوّاب منحرف ساخت .

آمدن كرنيل كليف و جماعت گريخته به كلكتّه و تسخير آن ، و حرب ايشان با سراج الدّوله و انجام كار به مصالحه

و كرنيل كليف مذكور چون كما هو حقّه به دستيارى امراء نفاق‌پيشه بر آن احوال آگاهى يافت و از كثرت توقف نيز دلتنگ شده بود عزم رزم را جزم نمود و جهاز توپخانه را محاذى محل اقامت « مانكچند » مذكور قرار داده ، شروع به آتش‌بازى فرمود ، از اين معنى فوج « مانكچند » متزلزل شدند مقارن حال فوج را آراسته با توپهاى لايق جنگ ميدانى در محل مناسب فرود آورد و با خصم مردانه بنياد مقاتله و مقابله نهاد ، در خصم چون تاب و توانايى محاربه و رزم توپ آتش بين و مقابله با فوج انگريز نماند ، عار فرار را بر دولت قرار اختيار نمود و « كرنل » موصوف با اصحاب كوتهى به اماكن قديمهء خود نزول نموده لواى فتح و ظفر را برافراشتند .
هامش
( 1 ) بيت : « ب » . ( 2 ) كنند : « ب » .