اين ضمن « كرنل » مذكور بر احوال عظماى بنگالا و نفاق ايشان با نوّاب مطلع شد .
نفاق سرداران عسكر و بزرگان شهر با نوّاب سراج الدوله « 1 »
مجملى از اين مرحله آن است كه نوّاب مذكور نظر به حداثت سن و قلّت تجربه هميشه با رؤسا و بزرگان شهر چون رحيم خان ، و عمر خان و پسران او دلير خان و جسارت خان ، و مير محمّد جعفر خان ، و دولت رام و جكت سيته بزرگ « مهاجنان » « 2 » ، و صرّافان - كه ذكرش در احوال مرشدآباد گذشت - و غير ايشان از اعيان و بزرگان سپاه به استخفاف و اهانت سلوك مىكرد ، و مع ذلك آنها را مرفّه الحال گذاشته دخيل امور مملكت و سپاه مىداشت .
و مير محمّد جعفر خان مذكور ؛ خلف سيد احمد نامى است از ساكنين نجف اشرف ، و نوّاب مرتضى خان مشهور به نوّاب سيد خلف ميرن پسر مير موصوف مىگفت كه : سيد احمد در نجف اشرف داروغه و در معنى مستأجر حمّام وقفى سركار حضرت امير المؤمنين عليه السلام بوده است ، و به تقريبى از حكّام وقت خائف شده فرار نمود و به بندر « سورت » خود را رسانيد و چنان كه شنيدهام در آنجا با ضعيفهاى از قوم هندى پيوست ، و از بطن او مير مذكور بهوجود آمد ، و چون به درجهء رشد و كمال رسيد به خدمت نوّاب مهابت جنگ شتافت .
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) مهاجنان ؛ يعنى تاجران طلا و نقره ، و اشياء گرانبها .