السيّف را اخراج نمودند و جهازات ايشان را غارت كردند « 1 » .
و در عهد سلطنت - جنّت آرامگاه - كريمخان زند ؛ مير مهنّا حسب الحكم سلطانى با سى نفر به جزيرهء خارك - كه از جزاير محكمهء قريبهء بندر « 2 » ابوشهر ، و در آن قبر محمّد ابن الحنفيه است ، و از چهار طرف درياست - رفته در دقيقهء واحده جمعى از اين فرقه را كه در آن جزيره مقام داشتند اخراج كرد ، و بسيارى را به قتل رسانيدند « 3 » ، با آنكه آن قوم صاحب توپخانه و سامان حرب بى « 4 » شمار ؛ و در چنان قلعهء محكم اساسى متحصّن بودند ، و ايرانيان را بهجز شمشير آبدار چيزى در دست نبود ، و حق آن است كه اين مردى و مردانگى در آن كشور از اثر آب و هواى آنجاست .
و مشهور است كه : اسكندر از كثرت شورش اهالى آن ملك به ستوه آمده ، از حكما و اصحاب عقل در باب قتلعام ايشان مشورت كرد ، حكيم ارسطو مانع شد و به موقف عرض رسانيد كه مربّى اين سرزمين آفتاب است ، و در آب و گل اين ملك شجاعت و هوش سرشته است ، اگر اين طبقه را قتل و هلاك كنند ، از هر ديار كه مردم در اينجا درآيند در اندك وقتى بههمينطور شوند .
القصّه : چون آن مراحل به سماع اهالى « 5 » هندوستان رسيد محمّد
هامش
( 1 ) نمودند : « الف » .
( 2 ) محكمهء قريبهء بندر : در « ب » نيامده است .
( 3 ) رسانيد : « الف » .
( 4 ) از ( بيشمار ؛ و در چنان . . . آبدار ) : در « ب » نيامده است .
( 5 ) اهل : « الف » .