نائرهء حرب فيما بين ما و جماعت مرهته مشتعل است ، پس در اينوقت محاربه با اين قوم و انداختن شورش و غوغا و فساد در دريا از طريقهء خير خواهى عباد اللّه دور است ، و قطع نظر از اين بهجز خدمتگذارى از اين قوم چيزى به ظهور نرسيده ، بدون سبب ظاهرى سوء رفتار منافى آئين بزرگى و مملكتدارى است ، و علاوه بر آن ؛ عمر من متجاوز از هفتاد شده است ، و زمان ارتحال قريب است و چون با اين طايفه سر محاربه و جدال را بردارم و ايشان را از مملكت اخراج كنم بعد از من كسى نيست كه سدّ راه و مانع عود شود .
فوت نوّاب مهابت جنگ ناظم بنگالا « 1 » و نوبت رسيدن نوّاب سراج الدوله
القصه : بعد از چند مدّت از سستى طالع خيرخواهان و دوستان ؛ نوّاب غفران مآب را اجل دررسيد و به مرض استسقا در روز نهم شهر رجب المرجب سنه يكهزار و دوصد و شصت و نه [ 1269 ] هجرى به جوار رحمت ايزدى پيوسته ، از اين سراى فانى ارتحال نمود ، و نوّاب سراج الدوله خلف نوّاب هيبت جنگ پسر حاجى احمد برادر او - كه نهايت كمسن و قليل التجربة بود ، و به احوال دوست و دشمن ، چنان كه بايد آگاهى نداشت - بر مسند نظامت نشست .
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .