كمپنى به آن خدمت قيام گيرد ، و بنابراين كمپنى را بهجز يافتن حصّه از منافع ملكى و تجارتى و تعيين « دركتر » دخلى در ساير امور نيست ، بلكه اكثر آنها - چنان كه ميرزا ابو طالب خان مرقوم كرده - آنقدر فرومايهاند كه به ملاقات « دركتران » نمىتوانند رسيد .
و از مدّت چند سال است كه به عذر « 1 » كثرت اخراجات چيزى به ايشان نمىدهند ، و مانند رسوم پادشاهى حصّهء آنها را موقوف داشتهاند ، و از جمله اين بيست و چهار كس يكى را « چيرمن » يعنى كرسىنشين گويند ، و تا يكسال رياست بيست و سه ديگر و اجراى امور با او است ، و ديگران را بهجز مشورت دخلى نيست ، و در آخر سال به مشورت همه ؛ اين منصب به ديگرى منتقل مىشود ، و بسا هست كه بهجهت كثرت لياقت يك شخص مكرّر به آن مىرسد و بعضى به سبب عدم قابليت تمام عمر به آن نرسيدهاند .
القصّه : اين بيست و چهار كس در سواى روز يكشنبه كه به منزلهء جمعهء اهل سلام است در عمارت بسيار عالى كه مخصوص جلوس خود ساختهاند جمع آيند و دفاتر و اموال تجارت ايشان در آن است ، و دايرهء ديوار بيرونى آن بهقدر يك ميل راه است ، پس در امورات متعلّقهء خود كه امورات كشور هند است مشورت كنند ، آنچه مقرّر شد به حضور وزير پادشاهى - كه واسطهء امور ايشان است ، و ذكر او گذشت - ظاهر كرده اجازهء اجراى آن خواهند اگر قبول كرد فبها ؛ و الّا موقوف ماند .
و نيز در « مسير طالبى » مسطور است كه : چون « دركتران » امور كمپنى از صنف تجّار و رعاياى انگلنداند ، لهذا در نظر وزير مذكور - كه از امراى
هامش
( 1 ) مقدار : « الف » .