داخل خزانه كنند ، و نيز رخصت يافتند كه در هندوستان در هر مكان كه توانند قلعهجات سازند و از براى محافظت آنها سپاه نگاه دارند ، و هرقدر ملك كه به جنگ يا صلح در تصرّف خود درآورند در ازاى آن مبلغى به سركار پادشاه رسانند .
چنان كه در سنهء يكهزار و يكصد و نود و شش [ 1196 ] هجرى « ممبئى » و « مندراج » و « اركات » و « بنگالا » و « بهار » و « اريسه » و توابع آنها را از پادشاه خود در سالى چهل لك روپيه اجاره كرده بودند ، و در اين اوقات كه قدرى از « دكهن » و از ملك شجاع الدوله تا « شاه جهانآباد » و « اللّهآباد » و نواحى آنها را نيز متصرّف شدهاند شايد بر مال الاجاره افزوده باشند ، و از « مسير طالبى » معلوم مىشود كه چهل لك را نيز به بعضى از معاذير از چندى است كه به سركار پادشاه نمىرسانند .
و نيز مقرّر كردند كه از مال التّجارهء هندوستان از هر جنسى في ؛ صد روپيه چهار روپيه به طريق محصول و گمرك به خزانهء پادشاه خود داخل كنند ، و هرگاه يكى فوت شد حصّهء او به ورثهاش برسد ، و اگر كسى خواهد سهم خود را بفروشد ، پس بايع خارج و مشترى داخل كمپنى خواهد شد و امورات ايشان متعلّق به چند كس از فرقهء خود است كه آنها را « دركتر » « 1 » نامند و عدد آنها بيست و چهار است ، و گاهى از اين عدد كم نمىشود ، و مقرر است كه مدت العمر آن خدمت بر « دركتر » باقى ماند و بىوقوع قصور عظيم و اثبات آن عزل نگردد « 2 » ، و اگر عزل شد و يا آنكه فوت نمود به شور مابقى ، يكى از
هامش
( 1 ) دركتر - دايركتر« Director ».
( 2 ) نگردد : « ب » .