فصل 4 : ذكر احوال كمپنى انگريز و معنى آن و تجارت كردن ايشان در حدود ايران و هند
چنان كه سبق ذكر شد چون اهالى فرنگ از امر جهازرانى وقوف و سررشته تام « 1 » حاصل نمودند سر تجارت در ممالك ايران و هندوستان و نواحى آن از گريبان خاطر هر فرقه از ايشان برزده به اطراف عالم « كأنهم جراد منتشر » « 2 » متفرق گرديدند ، و در اين ضمن چنان كه بيان شد و خواهد شد بسيارى از ممالك را به قوّت تدبير به تصرّف خود درآوردند .
پس بهجهت فراهم آوردن سرمايهء تجارت كه قابل تردد در ممالك بعيده باشد كمپنى را مقرّر كردند و آن در لغت ايشان به معنى جماعت است خواه دو نفر باشند و خواه صد ، و كمپنى انگريز كه بر اكثر بلاد هندوستان حكومت دارند عبارت است از چند نفر تاجر و سوداگر كه با يكديگر در امور تجارت متّفق شدهاند ، به اين نوع كه در نفع و نقصان موافق سرمايه شريك باشند .
پس اموال و خزاين خود را به جمعى از تجارت پيشگان باهوش كه در بيع و شراى هندوستان صاحب سررشته بودند سپردند ، و از اصحاب حلّ و عقد امور پادشاه انگريز فرمان گرفتند كه سواى ايشان كسى از قوم انگريز مشغول به تجارت آن حدود نشود و در ازاى اين معنى مبلغى را قبول كردند كه هرساله
هامش
( 1 ) تمام : « ب » .
( 2 ) گويا همانند ملخان پراكنده .