تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
مىدانند ، و در حفاظت آن از جان و مال مضايقه نمىكنند . و اگر كسى بر امرى منصوب شد - اگرچه خالى از حسب و نسب و از خاندان بانام‌ونشان نباشد - تمام امرا و بزرگان اين فرقه به‌قدر پايهء آن منصب احترام او را منظور مىدارند ، و در آن باب او را مطاع و لازم الاتباع مىدانند ، و با او غدر و مكر و حيله نمىكنند ، و گويند كه : غدر با او موجب غدر با « 1 » پادشاه و باعث خرابى ملك است ، و علاوه‌بر آن ، روزبه‌روز رعب و هيبت او را در دل رعايا مىافزايند . و تابه‌حال نشنيديم و نديديم كه از صاحب كار آن قوم انگريز يكى داخل اراذل باشد ، بلكه هركه از جهاز به ساحل هندوستان فرود آمد ، از صاحبان عاليشأن است حتّى جرّاحان و مصوّران و نقّاشان و تجّار ، و اصحاب حرف و صنايع اين قوم ؛ و لهذا به مجرد آنكه يكى از ايشان داخل هند مىشود اغلب بلكه تمام بزرگزادگان آن كشور دفعتا آن شخص را بزرگ و سرور خود مىدانند و به خانهء او به افتخار تمام روند ، و اگر آن جرّاح يا مصوّر اتفاقا به خانهء ايشان آمد تا كنار فرش بلكه بيشتر به استقبال او روند ، و در غايت فروتنى و تواضع با او ملاقات كنند ، و اگر از همين صنف بلكه بالاتر از قوم خود كه مسلمينند به خانهء اوشان « 2 » كسى برود نشستن او را عار خود دانند تا به تواضع و استقبال چه رسد . مجملا : آنچه در ساير فرق خصوص در قوم ايرانى و هندى نفاق است در اين قوم اتّفاق است ، و حق آن است كه در امور مملكت‌دارى آنچه از اتّفاق
هامش
( 1 ) با : در « د » نيامده است . ( 2 ) ايشان : « الف » .