وكالتند ، و مىخواهند كه از جانب شما به صيغهء وكالت در حضور پادشاه مقرّر باشند ، رضاى شما به كدام يك از ايشان است ، پس هركس به هركس كه راضى است اظهار مىكند و نام او را در زير نام آنكس مىنويسند ، چون تمام شود ملاحظه كنند كه بر وكالت كدام يك بيشتر خلق راضى شدهاند ، پس آن شخص را قسم مىدهند كه مصلحت پادشاه و رعيّت هردو را مراعات كند و او را روانهء پايتخت مىنمايند و تا هفت سال زياده اين خدمت « 1 » به كسى نگذارند .
القصه : امور سلطنت با زياده از چهارصد نفر « 2 » است و تا بر امرى از كلّى و جزئى تمام متّفق نشوند در مملكت جارى نشود ، و آنچه قرارداد شود در كتب ضبط كنند و در ميان رعيّت منتشر سازند ، و آن كتب را آئين نامند « 3 » ، و فى الحقيقه اگرچه آئين ايشان در ظاهر مانند مار خالى از صفائى نيست ، و لكن چون تصوّر « 4 » كنى بهجز خدعه و مكر چيز ديگر در آن نيست ، و تمام ناشى از آن است كه عجله در مزاج ايشان نيست ، آنچه را كه ساير فرق در روزى كنند ايشان در سالها به انجام رسانند .
هامش
( 1 ) اين خدمت را : « الف » .
( 2 ) شخص مدبّر است ، تا انكه تمام متّفق نشوند امر در مملكت از كلّى و جزوى جاى نخواهد شد : « ب » .
( 3 ) در « ب » حدود 2 صفحه عبارات مشوش است .
( 4 ) تصوّر : در « الف » نيامده است .