تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
معظم اليهما و ساير دوستان و اعزّه رخصت شده به اتّفاق عاليشأن « 1 » معلّى مكان دوست بسيار مهربان مير محمّد حسين معروف به شاه مبتلا حسين ، خلف مرحوم مغفور سيّد « 2 » على خان بهادر عمّ نامدار والاتبار سيّد كاظم على خان بهادر - كه ذكرش در بيان احوال عظيم‌آباد گذشت - روانهء سمت مرشدآباد شديم ، شاه مومى اليه نهايت نيك ذات و فروتن و مبادى آداب است ، و در ظاهر اگرچه به جهت بعضى مصالح در لباس فقرا و درويشان است و لكن در اين مدّت معاشرت چيزى از حركات درويشانه ، چون : ميل به چغانه « 3 » و چنگ « 4 » و نوشيدن چرس و بنگ ، و عدم مبالات به عبادات و طاعات از وى نديدم ، بلكه بر خلاف فقرا « 5 » وى را بسيار راغب به تلاوت قرآن و ادعيه ، و مواظب بر اوقات صلوات مشاهده نمودم ، افسوس كه به تراشيدن ريش مبتلاست .
هامش
( 1 ) عزّت نشان : « ب » . ( 2 ) سيّد : در « د » نيامده است . ( 3 ) چغانه ؛ آلتى موسيقى كه عبارت است از دو باريكهء چوب تراشيده كه انتهاى آنها به هم متّصل بود ، و آن را به شكل انبر و زنگ مىساخته‌اند ، و زنگوله‌هايى در دو انتهاى ديگر آن مىبستند ، و با بستن و باز كردن اين دو شاخه زنگها ، و زنگوله‌هاى مذكور به صدا در مىآمد . ( فرهنگ معين ) ( 4 ) چنگ ؛ آلتى موسيقى از ذوات الاوتار كه انواع ابتدائى آن شكل مثلث داشت ، و شامل يك تخته به طول تقريبا يك گز و يك ميلهء چوبى بود كه به‌طور عمودى بر يك انتهاى اين تخته نصب مىشد ، و انتهاى ديگر اين ميلهء چوبى ، شكل دست انسان را داشت ؛ و به تدريج تكميل گرديد . ( فرهنگ معين ) ( 5 ) فقراء ؛ اصطلاحا به دراويش و صوفيان اطلاق مىشود .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 627 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )