و حضرت ملك « 1 » وهّاب مسند حكومت نوّاب مرحوم را به نوّاب سيد محمّد خان بهادر حشمت « 2 » جنگ - كه اكبر اولاد مير مشار اليه بود - عنايت فرمود ، و بعد از آن به سركار نوّاب نصرتجنگ بهادر سابق الالقاب - كه فرزند اوسط اوست - متعلق ساخت ، و الى الآن بر او مستدام و برقرار است ، ادام اللّه عزّهم و توفيقاتهم .
و در آن بلده اعزّه و اعيان از هر صنف بسيار بودهاند ، و سابق بر اين از بلاد عظيمهء مشهوره بوده است ، و شاه جهان بابرى باعث بر آبادى اوست ، و هفت كوس هندوستان كه تقريبا سه فرسخ و نيم است قطرآبادى و معمورهء او بوده است ، و در اين اوقات نهايت خراب و ويران است ، مگر سمتى كه جماعت انگريز در آن سكونت دارند كه فى الجمله رونقى دارد ، و پارچهء آقا با نو و كشيده و جامدانى ؛ و ململ و شبنم ، و آب روان در نهايت تكلّف در آنجا يافته مىشود ، و تجّار به اطراف عالم مىفرستند ، و لهذا در اين اوقات نيز فى الجمله معبر تجّار و آمد و رفت غرباست .
و فى الحقيقه باعث رونق و آبادى و رغبت متردّدين به آن شهر ؛ سلوك و رفتار نوّابان معظّم اليهما ، و وجود چند نفر ديگر از اشراف و اعزّه است ، چون عاليشأن معلّى مكان رفيع بنيان سلالة السادات مير اشرف على ، وى نهايت آرميده و با وقار ، و طالب مصاحبت علماء كبار و بلند همّت و خجسته رفتار است ، و اگر به ذكر همه بپردازد « 3 » به طول مىانجامد .
هامش
( 1 ) مالك : « ج » .
( 2 ) از ( جنگ - تا - جنگ ) : در « ب » نيامده است .
( 3 ) بپردازم : « ب » .