اجداد او از بزرگان و سادات عالى درجات موسويّهء مازندران بودهاند مطلع شد از جانب مخدّرهء مكرّمهء زوجهء مرحمت و غفران پناه نوّاب على عظيم خان غازى پورى بعد از ملاقات استدعا نمود كه در خانهء بسيار عاليشأن كه آن مخدره داشت مقام گيرم قبول شد ، و در ماه جمادى الاولى در آن منزل نمودم .
حسن قليخان بهادر « 1 »
القصّه : در عين آرام دل و اطمينان خاطر به تدريس علوم شرعى مشغول شدم ، رئيس الصلحا و الامراء نوّاب مستطاب معلّى القاب عباسقليخان بهادر سابق الالقاب به خواندن كتاب شرايع الاسلام مشغول شد ، و زبدة الانجاب « 2 » و نقاوة الاطياب ، نتيجة الامراء و نخبة الاتقياء ، صاحب طبع سليم و ذهن مستقيم ، فرزند مقامى اشرف الدوله معين الملك حسن قليخان بهادر مظفّر جنگ - دام عزّه - خلف اوسط ارشد ارجمند سعادتمند نوّاب معظّم اليه كه به مضمون « الولد الحرّ يشبه بآبائه الغرّ » نهايت با وقار حميده رفتار و مخلص ارباب فضل و طالب صحبت اصحاب كمال است ، به خواندن رسالهء قوت لا يموت ، و عالى حضرت فضيلت مآب مبادى آداب ، فاضل كامل ، ميرزا رستم على - كه ذكرش در احوال سابقهء عظيم آباد گذشت - به اتفاق فواضل انتساب ، فاضل مقدّس كامل ، مير اشرف حسين خلف الصدق عاليشأن سيادت نشان ، منشى احمد حسين ، سررشتهدار عدالت فوجدارى سركار « مستر دگلس » صاحب سابق الالقاب ، و ستوده افعال ، متّقى خصال مولوى مير قاسمعلى
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .
( 2 ) الأعيان : « ب » .