مير محمّد على فاضل « 1 »
و از علماى آن شهر بود عالى جناب معلّى القاب مقدس عابد زاهد مير محمّد على مشهور به فاضل ، اغلب به ملاقات تشريف مىآورد « 2 » و خاطر مسرور مىداشت ، در اين اوقات مسموع شد كه به رحمت ايزدى پيوست ، قدس اللّه روحه .
و در آن شهر در موسم بارش ، رعد و برق و صاعقه زياده از بلاد ديگر مىشود ، و به آن شدّت در جايى ديگر كم ديدهام اغلب شبها از شدّت آواز آن آرام نمىشد ، و در آن مدّت قليله كه توقّف داشتم دو سه دفعه صاعقه در شهر فرود آمد و خرابى رساند .
فصل بيست و پنجم خروج از جهانگيرنگر كه به « دهاكه » « 3 » مشهور است « 4 »
پس در يوم دهم شهر ربيع الاوّل از سنهء مذكوره به اصرار تمام از نوّابان
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .
( 2 ) مىآوردند : « د » .
( 3 ) داكه : نام شهرى بزرگ بوده است از ولايات هند در كنار رودى بزرگ .
جهانگير بن اكبر شاه بابرى در آبادى آن كوشيد ، و وسعت داد و به « جهانگير نگر » موسوم نمود ، زيراكه « نگر » در هندى به معنى شهر است و از كثرت استعمال « جها » از ميان رفته « نگير نگر » گويند ، پارچههاى لطيف سفيد ممتاز در آنجا بافند و به اطراف برند ، و شهر « سلحت » از توابع « داكه » است . ( دهخدا به نقل از انجمن آراى ناصرى )
( 4 ) فصل و عنوان : در « ب » نيامده است .