واقف بر تمام معاملات ملكى و مالى بودند ، مورد عنايات فرموده « 1 » ، كما هو حقه احوال را از آنها دريافت مىفرمود « 2 » « ور تن چند هندو » را كه ديوان سركار اوست و از بنارس به خدمتگذارى سرافراز بود ، متوجّه امور نمود واحدى را دخيل و مسلّط بر ملك نگردانيد و حسن رضا خان را مستمال « 3 » و موسوم به اسم نيابت و مستحفظ خزانهء عامره نمود ، وى به جهت اظهار حسن ارادت ، خانهء خود را ترك كرده اغلب در حضور حاضر مىماند .
اخراج شدن تفضّل حسين خان به حيلهء وكالت و فوت او « 4 »
پس نوّاب وزير تفضّل حسين خان كشميرى را مقرّر فرمود كه در كلكتّه در خدمت گورنر به عنوان وكالت بماند ، و او را با سامان و دستگاه بسيار روانه كرد ، هنوز نرسيده فرمان عزلش را فرستاد ، يك نفر از قوم انگريز را كه با وى نهايت دوستى داشت وكيل فرمود ، و بعد از آن او را نيز عزل كرده « 5 » ، انگريز ديگر را كه « اوزلى صاحب » نام دارد وكيل كرد كه از جانب او در لندن مىماند ، و تمشيت امور وى در آنجا مىشود ، و با صاحبان كلكتّه او را بجز تعارف سروكارى نمانده است .
هامش
( 1 ) فرمود : « الف » .
( 2 ) مىنمود : « ب » .
( 3 ) مستمال نمودن : راضى كردن .
( 4 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 5 ) كرد : « الف ، ب ، ج » .