نعمت و محسن ؛ و عدم پاس حقوق جزئيّه - تا به كليّه چه رسد - از اقبح قبايح و افحش فواحش است ، و عقل سليم و طبع مستقيم بر اين مطلب گواهند .
تاريخ جلوس نوّاب سعادت على خان بهادر و فى الجملة از احوال وقايع ايّام دولت او « 1 »
پس چنان كه سبق ذكر يافت نوّاب مستطاب فلك جناب يمين الدوله نوّاب سعادت على خان بهادر مبارز جنگ - دام اقباله - كه در هر باب نقطهء مقابل مرحوم آصف الدوله و وزير عليخان بود داخل شهر لكهنو شد ، و در روز سيّم ماه شعبان از سنهء فوت آصف الدوله بهادر كه سنهء يك هزار و دوصد و دوازده ( 1212 ) هجرى بود ، با فرّ فريدونى ، و شكوهء سليمانى بر مسند فرمانفرمائى و سرير جهان بانى قرار « 2 » و متمكّن گرديد ، و به زبان حال فرمود :
شعر « 3 »
نوبت به من افتاد بگوئيد به دوران * كارايش از نو بدهد مسند جم را
و آخوند ملّا محمّد شوشترى سابق الذكر متخلص به خطا ؛ اين رباعى را در تاريخ جلوس گفت :
سررشتهء مملكت بهم مىپيچيد * وز صبح سعادتى مدد مىطلبيد
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) برقرار : « د » .
( 3 ) شعر : در « ب ، ج ، د » نيامده است .