كرده ، وى را به كلكته رسانيدند ، و به جهت اخراجات او و متعلقان او مبلغى كه كفاف كند معيّن نمودند ، و مع ذلك باز از كثرت تحمّل و بردبارى و مآل انديشى كه در اين قوم هست اصلا سخن نالايق و حركت ناپسندى بالنّسبة به او به عمل نياوردند ، و مورد عتاب و خطابش ننمودند .
فرار نمودن ملّا على بهبهانى از قلعهء كلكتّه « 1 »
و از اتّفاقات : ملّا على نامى از اهل بهبهان نيز به اتّهام رفاقت وزير على خان گرفتار و در قلعهء كلكتّه در مكان محكم بسيار مضبوطى مقيّد شده بود ، بعد از چند روز با آن دقت و اهتمامى كه در محافظت او داشتند با دو نفر از « 2 » نوكر خود فرار نمود ، و اصلا راه مفرّ « 3 » او معلوم كسى نشد ، انگريزان بسيار جستند و كم يافتند ، و الى الآن در اين فكرند كه راه فرار « 4 » او را دريافت كرده سد آن كنند كه ديگران از آن راه فرار نكنند و چيزى به خيال ايشان نرسيده است .
و شنيدهام كه ختمى داشته است كه « 5 » به اعانت و استمداد الهى نجات يافته است و همين خواهد بود ، زيراكه مضبوطى « 6 » محبس او را به وضعى شنيدهام كه فرار از آن در قوّه بشر نيست ، و بر ديوار آن مكان نوشته بوده است
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) از : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .
( 3 ) فرار : « ب » .
( 4 ) فرار : در « د » نيامده است .
( 5 ) كه : در « د » نيامده است .
( 6 ) محبوسى : « الف » .