چون راجه مطلع شد حسب الخواهش ايشان به عمل آورد ، و او را به قتل رسانيد وى بى « 1 » غسل و كفن در آن صحرا قسمت طيور و ددان گرديد ، و راجه اسباب را متصرّف شد و خطوط را به خدمت « گورنر » فرستاد ، چون كاغذ ممهور به مهر وزير على خان به دست ايشان آمده او را به كلكتّه طلبيدند ، در اوّل امر ابا كرد ، خطوط را به وى نمودند و خبر فوت و كشته شدن سفير را به او رسانيدند انكار كرد ، و گفت كه من از اين امور خبر ندارم ، فايده نبخشيد ، پس مستر چيرى به خدمت او پيغام داد كه جنابعالى را رفتن به كلكتّه خواهد شد ، و لكن بهتر آن است كه به احترام رفته باشند .
كشته شدن مستر چيرى « 2 »
شياطين انسى و مشيران خاص چنين صلاح را ديدند كه بايد مستر چيرى را كشت ، و خروج كرد ، پس پيغام داد كه من اوّل با شما ملاقات مىكنم و بعد به كلكته مىروم ، چيرى قبول كرد ، پس وزير على خان با ابلهان چند به خانهء او رفتند ، چيرى حسب القاعده استقبال نمود ، چون به كنار يكديگر قرار گرفتند سخن از رفتن كلكتّه در ميان « 3 » آمد ، وزير على خان ابا كرد چيرى گفت كه اگر نرويد شما را خواهند برد ، اين كلام بر مزاج او ناگوار آمد ، دست بر شمشير آبدار نمود و به چيرى انداخت ، و مصاحبان او نيز هر يك انگريزى را معرض تيغ بىدريغ كردند .
هامش
( 1 ) و بىغسل : « ب » .
( 2 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 3 ) بيان : « ج » .