تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
شعر « 1 »
چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار
امرى را كه در لكهنو مىبايست به عمل آورد كه شايد مفيد فايده باشد در اين وقت كه عين مفسده بود ياران بىمعرفت و مشيران كم‌تجربه به او تعليم كردند ، پس بعد از كشته شدن مستر چيرى و چند نفر ديگر به مكان خود مراجعت نمود ، و در كوچه و بازار منادى كردند كه زمان دولت انگليسيه سپرى شد ، و نوبت رياست به وزير على خان رسيد . يك نفر از انگريزان كه در مكان خود پوشيده شد باقى مانده بود از شهر گريخته ، فوجى را كه در خارج بود آورده ، خانهء او را محاصره كردند ، كلاغان چند كه دور وزير على خان مجتمع بودند ، به آواز توپ و تفنگ فرار كردند .

رفتن وزير على خان نزد « 2 » « راجه جى نگر » و گرفتارى او و قيد شدن او در كلكتّه « 3 »

وزير على خان نيز بعد از ايشان طاقت مقاومت در خود نديده ، با معدودى ؛ زن و فرزند را « 4 » گذاشته فرار كردند ، انگريزيه متعرض عيال او نشدند ، و ايشان را به احترام نگاه داشتند ، و فوجى جرار به تعاقب او فرستادند ، و دو سه بار جنگ بينهما واقع شد ، و در هر مرتبه شكست بر وزير
هامش
( 1 ) شعر : در « ب ، ج ، د » نيامده است . ( 2 ) پيش : « الف ، ج » . ( 3 ) عنوان : در « ب » نيامده است . ( 4 ) كوچ و فرزندان را : « ب » .