تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
خدمت او آمد ، و در دفعهء اخيره زياده از سابق عزّت و احترام يافت ، و به تدريس آن غفران مآب سرافراز شد ، اعيان « 1 » و سرداران نيز به اين جهت نهايت اعزاز و آداب او را منظور مىداشتند . وزير على خان نظر به آشنايى و دوستى سابقه ، با وى ملاقات كرد ، و چون استاد پدرش بود ، او نيز در حفظ مراتب او كوتاهى نمىكرد ، پس ياران چنين صلاح دانستند كه آخوند ملّا محمّد به عنوان سفارت به خدمت « زمان شاه ابدالى » رفته او را به هندوستان بياورد ، جواهر نفيسه و اسباب بسيار كه قريب به پنجاه لك روپيه تقريبا بوده است به او دادند « 2 » و خطوط نوشته ، او را روانه نمودند ، آخوند مذكور چون گاهى حكومت و سرورى را نديده و با حكام و امرا ننشسته بود ، و از رسوم و آئين ملك‌دارى و تدبير اين امور سررشته نداشت ، علانيه و برملا روانهء سمت مقصود شد . حضرات انگريزيه وقتى مطّلع شدند كه از اين حدود و نواحى گذشته داخل ملك بيگانه و قريب به « آب آتك » رسيده بود ، پس به راجهء آن ملك نوشتند كه غنيم « 3 » ما به آن حدود آمده است ، اگر دوستى كمپنى را منظور دارند او را به قتل رسانند ، و مال او را به تصرّف خود درآورند ، و كاغذات و مكاتيبى « 4 » كه همراه اوست از براى ما بفرستند « 5 » .
هامش
( 1 ) به اعيان : « الف » . ( 2 ) داده‌اند : « الف ، ب » . ( 3 ) غنيم : دشمن ، خصم . ( 4 ) مكاتيبى در : « ب » نيامده است . ( 5 ) بفرستيد : « د » .