صنف خواجه سرايان و غيرهم كه طالب رياست و جاه و دشمن اين خاندان بودند چنين « 1 » تصوّر كردند كه هرگاه اين امور به شور اولياء كمپنى به عمل آيد و وزير دستنشاندهء آن جماعت شود و بر مسند بنشيند ، چنان كه بايد اطاعت ايشان خواهد نمود ، و چون ايشان از فدويان و اخلاص كيشان دولت كمپنى هستند از براى آنها خوب خواهد شد ، و فى الحقيقه گويا حكومت به ايشان منتقل خواهد گرديد .
و انصاف آن است كه زور طالع نوّاب مستطاب سعادت على خان بهادر مقتضى اين حركات و سهولت اين امر شد كه وى به مسند وزارت و دولت و حكومت رسيد و بدنامى عايد آن نمك بحرامان گرديد ، و چون صفاى نيت و حسن عقيدت در ايشان نبود ، و « 2 » اين عمل را از روى اخلاص به ظهور نرسانيده بودند . نوّاب معظّم اليه در مدّت قليله دمار از روزگار همه برآورد و به حسن تدبير همه را خار و ذليل و نيست و نابود ، و روان آصف الدوله و آباء خود را شاد نمود .
احوال وزير على خان در بنارس « 3 »
مجملا نوّاب وزير على خان به بنارس رفت و در « 4 » آنجا به عزت و احترام سكونت و آرام گرفت باز جمعى از اجامره و اوباش به دور او جمع
هامش
( 1 ) چنان : « الف » .
( 2 ) و : در « د » نيامده است .
( 3 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 4 ) در : در « الف » نيامده است .