و مواثيق چند حسب دلخواه خود كرده در خفيه او را تا يك فرسخى « 1 » آورده منتظر وقت بودند ، نوّاب جنگلى كه خلف ديگر نوّاب شجاع الدوله است در آن وقت حاضر بود ، به خدمت جنابعاليه آمد و درخواست مسند كرد ، و عرض كرد كه : من چون يكى از خواجه سرايان و غلامان حضور رفتار خواهم كرد ، غلام را سرافراز بفرمايند .
جمعى از خواجه سرايان و حسن رضا خان و امثال ايشان به عرض رسانيدند كه مناسب نيست كه حضور در اين باب دخل كنند كه موجب ملال خاطر گورنر مىشود ، و كدورت صاحبان عاليشأن ، مناسب حال و لايق شأن حضور نيست ، اولى آن است كه به اختيار ايشان بگذارند ، چون مستوره و در پس پرده و غافل از حقيقت حال بود قبول كرد .
پس گورنر عرض كرد كه نوّاب سعادت على خان بعد از آصف الدوله اكبر اولاد است ، و موافق آئين آن است كه حضور به ايشان عنايت فرمايند و او را بر مسند متمكّن نمايند ، حضور « 2 » قبول فرمود .
انتقال رياست به نوّاب سعادت على خان بهادر « 3 »
پس يك ساعت تقريبا از شب گذشته بود كه جارچيان بلند آواز در كوچه و بازار ندا كردند كه به حكم جنابعاليه ، وزير على خان معزول و نوّاب
هامش
( 1 ) فرسخ : « د » .
( 2 ) در اينجا منظور مادر آصف الدوله است ، حضور به معنى درگاه ، آستان ، پيشگاه ، از عناوين دولتى است .
( 3 ) عنوان : در « ب » نيامده است .