پس به سبب شيطنت راجهء مذكور نيابت به تفضّل حسين خان رسيد ، و حسن رضا خان كه منشأ امورات خير و عزّت مؤمنين و اهل دين بود خانه نشين شد ، و اگر حسب الخواهش ، نوّاب وى را چند روزى نايب خود مىساخت و بعد از آن به سبب خيانتى گرفته مقيّد و محبوس مىنمود ، چنان كه مكرّر شده بود ، به همه جهت اولى و انسب و خالى از اين مفاسد بود .
مجملا : بعد از تقرّر امر نيابت به تفضل حسين خان كشميرى خاطر نشان گورنر كردند كه « راجه جها و لعل » را بايد از شهر اخراج نمود ، زيراكه وى نه بر عقيدهء اهل اسلام است و نه بر طريقهء كفر ، هم نماز مىكند و هم رفتار هنود را معمول مىدارد « 1 » ، يك طرف كفر و يك طرف اسلام ، و از ادانى و اراذل زادگان به جز شور و فساد چيزى به وقوع نمىرسد .
مصراع
از كوزه همان برون « 2 » * تراود كه در اوست
گورنر بر صدق مقال ايشان آگاهى يافته در اوّل امر « بالگرام » را كه باعث اغواى راجهء مذكور و بانى اين فساد بود از شهر اخراج نمود ، و بعد از آن در خصوص « جها و لعل » مصر شد ، و نوّاب وى را دست بسته به دست صاحبان انگريز دادند ، چون نام وى بر سر او بود عار خود مىدانست و اندكى مسامحه مىكرد ، پس گورنر نمك به حرامى او را نيز به اثبات رسانيد ، بلكه اين مرحله را به حدّى فاش و واضح نمود كه يقين نواب و تمام اهالى آن حدود
هامش
( 1 ) معمول مىدارد : در « ج » نيامده است .
( 2 ) برون : در « ج » نيامده است .