اخراج شدن مستر چيرى از لكهنو به حكم وزير و مشورت راجه جها و لعل « 1 »
پس مستر چيرى به حضور آمده در خصوص عزل حسن رضا خان سخنان ناهموار گفت ، چون به خانه رفت به اغواى « راجه جها و لعل » نوّاب حكم كرده كه همين وقت چيرى را از شهر اخراج كنند ، حسب الحكم وزير به وقت ظهر « 2 » در عين گرما به وضع ناشايسته [ اى ] او را اخراج كردند .
چون اولياء كمپنى بهادر مطلع شدند كه در خانهء وزير شخص مفسدى پيدا شده است « 3 » و قريب است كه به اغواى او دوستى ميان ايشان و وزير به دشمنى مبدّل شود ، و خانهء وزير بر باد رود ، صلاح دولت خود و وزير را در ابقاى او ندانستند و در فكر امر او بودند كه عريضهء حسن رضا خان نيز در طلب امداد به ايشان رسيد .
آمدن « گورنر شور » بهادر به لكهنو به اعانت حسن رضا خان « 4 »
پس گورنر از براى تمشيت امور به لكهنو رفت ، و به خدمت نوّاب وزير رسيد و التماس عفو جرايم حسن رضا خان نمود ، قبول نكرد و حق آن است كه نوّاب وزير اگرچه در امور رياست عيوب بسيار داشت و لكن هرگاه بر امرى
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) در اين وقت ظهر : « ب » .
( 3 ) است : در « ب » نيامده است .
( 4 ) عنوان : در « ب » نيامده است .