تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
عزم مىفرمود ديگر كسى را مجال دم زدن نبود ، و به سبب پاس عهدى كه با جماعت انگريزيه كرده بود ، با وجود قدرت و توانائى و كثرت سپاه و سامان حرب با ايشان مماشات مىنمود و صاف جواب نمىداد . و تفضّل حسين خان كشميرى كه سابق معلّم نوّاب مستطاب سعادت على خان بهادر بود و مبلغ جزئى در ازاى آن خدمت مواجب مىيافت ، و به يمن شفقت و الطاف نوّاب آصف الدوله بهادر روشناس خلايق شده ؛ به منصب وكالت از جانب وى در كلكتّه مىماند ، در اين معامله همراه گورنر آمده واسطه جواب و سؤال بود ، و به ظاهر درخواست نيابت از براى حسن رضا خان از جانب گورنر مىنمود ، چون كلام به طول انجاميد و به هيچ وجه گورنر دست بردار از مطلب « 1 » نبود ، نوّاب وزير به جهت آنكه نيابت به حسن رضا خان نرسد ، به تفضّل حسين خان فرمود كه : ما تو را نايب مىكنيم ، او در ظاهر ابا كرد و بالاخرة خلعت پوشيده پيش گورنر رفت ، گورنر نهايت خوش شد ، زيراكه او زياده از ديگران توسّل و ارادت دلى به آن جماعت داشت . بعضى از شعراء بلغا در اين « 2 » نيابتش اين رباعى را گفتند : رباعى
هرچند تو نايب وزيرى * بر تو نسزد بجز فقيرى تاريخ نيابتت همين بس * اى سبز قدم تو كاش ميرى « 3 »
هامش
( 1 ) مطلب : در « ب » نيامده است . ( 2 ) آن : « الف ، ب ، ج » . ( 3 ) يعنى : بميرى .