بكاء و بىقرارى بودند ، جنازهء آن امير عظيم الشأن را با ناله و فغان بعد از رسوم تجهيز و تكفين در حسينيّه [ اى ] كه ذكرش گذشت مدفون كردند « 1 » ، تجاوز اللّه عن سيئاته و رفع اللّه درجاته ، و برّد اللّه مضجعه بمحمّد و آله .
احوال نوّاب وزير على خان « 2 »
و هنوز جسد آن امير بىنظير را تجهيز نكرده بودند كه « 3 » حسب الحكم جناب عاليهء متعاليهء سابقة الأقاب . و شور امرا و اعيان و صاحبان عاليشأن انگريزيه نوّاب وزير على خان سابق الذكر را حسب الوصيهء آن غفران مآب بر مسند وزارت منصوب نمودند ، و او به سبب حداثت سنّ و كم ظرفى ، باز حسن رضا خان را دخيل امور نمود « 4 » ، و علاوه جمعى از اراذل و اوباش ديگر « 5 » مثل وارث على ، و عزّت على را با خود يار ساخته ، در خلوت و جلوت با ايشان در صحبت و عشرت مشغول شد ، جمعى از خيرخواهان او را منع و موعظه كردند مفيد نشد ، و علاوه بر آن با تفضّل حسين خان مذكور ، و تحسين على خان خواجهسرا ، بىاعتنايى و كم التفاتى بسيار نمود ، و دست تطاول به خزائن اندوخته دراز كرد و مبالغ خطيرى را به موقع و بىموقع به مصرف رسانيد .
هامش
( 1 ) گرديد : « الف » .
( 2 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 3 ) نكردند كه : « ب » .
( 4 ) نمودند : « ب » .
( 5 ) ديگر : در « ب ، ج ، د » نيامده است .