مصراع « 1 »
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد ! .
و اگر نوّاب خود به ظاهر او را مورد عتاب و خطاب و مؤاخذه مىنمود - چنان كه مكرر كرده بود - در طريقهء رياست و عزم بهتر بود ، و حق و انصاف آن است كه نواب مغفور اگرچه به صفات حسنه بسيار متّصف بود ، و لكن چيزى كه زياده باعث خرابى دولت و رياست او شد آن بود كه مانند فلك رزّاله پرور وادانى دوست بود ، و جمعى از صنف كهار و فيلبان و حلالخور و متصدى زادگان از قوم هنود « 2 » و امثال ايشان از اراذل را مختار امور و صاحب كار كرده بود ، و لهذا شرفا و اعيان را - چنان كه بايد - ارادت دلى با « 3 » آن مرحوم نبود .
وفات آصف الدوله بهادر « 4 »
مجملا : نوّاب بعد از اين فساد تا پنج ماه و كسرى در حيات بود ، و در ماه « 5 » ربيع الاول سنهء يكهزار و دوصد و دوازده [ 1212 ] از اين سراى فانى به سراى جاودانى ارتحال نمود ، روز عزاى آن خير الامراء در آن بلده ، آثار محشر هويدا شد ، سيلاب اشك از ديدهء پير و جوان جارى و اعالى و ادانى در
هامش
( 1 ) مصراع : در « ب ، ج ، د » نيامده است .
( 2 ) و حلالزادگان خود متصدى از قوم هنود : « ب » .
( 3 ) به : « ب ، ج » .
( 4 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 5 ) ماه : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .