داس كايته « 1 » از فرقهء مذكوره كه ذكر حسب و نسبش لايق اين دفتر نيست و در شيطنت و افساد و نمك بحرامى و خباثت ذات معروف و ضرب المثل آن حدود است ، چنين تصوّر كرد كه « تكيت رأى » را در حضور خائن قرار دهد ، و بعد از آن خود مستدعى منصب او و نيابت حسن رضا خان شود .
در اين وقت « هلاس رأى » به « راجه جها و لعل » اظهار كرد كه « دهن پت » خزانهدار نوّاب به دستيارى « تكيت رأى » مبلغ زياده از يك كرور روپيه از مال سركار را به اسم انگريز به سركار قرض داده است ، و سود او را از قرار صد روپيه ، چهار روپيه مىگيرد ، اين عين نمك بحرامى است .
راجه جها و لعل اين مقدمه را منشأ حصول مدّعى « 2 » دانسته به حضور عرض كرد و به شهادت مفسدان ديگر به اثبات رسانيد ، حكم به عزل و قيد و دريافت محاسبه او شد ، « تكيت رأى » چون احوال را چنين ديد « مستر چيرى » وكيل سركار كمپنى را كه در خدمت وزير مىماند با خود متّحد كرد ، و مبلغ خطيرى وعده نمود ، وى در مقام حمايت او برآمد و حسن رضا خان نيز حامى او شد ، نوّاب قبول نمىفرمود ، و به نايب التماس مىكرد كه « راجه جها و لعل » را شما نايب خود كنيد ، وى قبول نمىكرد و مىگفت كه : او مفسد و بد ذات است ، و متصدىزاده [ اى ] بيش نيست ، اراذل را صاحب مناصب رفيعه كردن از طريقهء عقل دور و باعث تنفّر طبايع بزرگان عظيم الشأن است ، و علاوه بر آن كسى را كه قابليت نشستن در حضور من نيست لياقت نيابت من چگونه
هامش
( 1 ) كاتيه : « ب » .
( 2 ) عبارت در نسخهء « ب » از ( آن حدود است - تا - منشأ حصول مدعى ) مشوش و مضطرب است .