تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
و سامان بىپايان شدند . و در اين اوقات به سبب غرض و خوف ، هركسى از ديگرى ؛ سرداران و كارداران بيشتر از سابق به جماعت انگريزيّه رجوع مىكردند ، و ايشان در آن خانه مداخلهء كلّيه به هم رسانيدند « 1 » ، و نايب ابله نيز از خوف آنكه رأى منوب از او منحرف شود ، در باطن بالمرّه خود را از متوسّلان انگريز كرد ، و در ظاهر به آقاى خود ريشخندى مىنمود ، و جماعت انگريزيه از ملاحظهء اين احوال كلاه فرحت را به اوج رفعت مىانداختند ، و تمسخرى به نائب و منوب عنه « 2 » مىكردند ، و نظر به آنكه مآل انديش و مستقيم العهدند زياده از آنچه فيما بين ايشان مقرّر بود مطالبه نمىكردند ، و سر رشتهء آقا و نوكرى را به ظاهر از دست نمىدادند ، و لكن انصار وزير را ضعيف و اعوان خود را قوى و حمايت مىنمودند ، و در هر باب مرفه الحال و خاطر جمع مىگذرانيدند .

سبب عزل حسن رضا خان و انتقال نيابت به تفضّل حسين خان كشميرى و احوال راجه جها و لعل

و در اين اثنا « راجه جها و لعل » خلف « لاله گلاب رأى » متصدّى « كايته سگ سينا » از فرق هنود را كه از اردليان خاص حضور نوّاب و سركردهء چند هزار سوار و پياده بود به اغواى « بالگرام » مشهور به پسر لهكوان « 3 »
هامش
( 1 ) عبارت در نسخهء « ب » از ( فيما بين ايشان - تا - مىرسانيدند ) مقدم ، مؤخر ، مشوش و مضطرب است . ( 2 ) عنه : در « الف ، ب ، ج » نيامده است . ( 3 ) لكهوان : « الف » ، بهكوان : « ب ، ج » .