نوّاب وزير شقه « 1 » به راجهء مذكور نوشت كه مهمان ما را رخصت كن .
و خود نيز به عزم گوشمالى راجه به بنارس تشريف برد ، چون راجه خطّ نوّاب وزير را ديد به سبب صفاى نيّت و نمك به حلالى گورنر را گذاشته فرار نمود ، در اين اثنا نوّاب وزير نيز رسيد ، راجه به جهت خوف از معاندين و بلاهت نايب و منوب عنه « 2 » فرار كرد .
چون گورنر با نوّاب وزير ملاقات كرد به سبب شادى نجات يافتن از آن مهلكهء عظيمه و فريب دادن ابلهان زبان به مدح و ثناى او و نوّاب وزير گشود ، و سخنان تملّقآميز گفت ، و به عوض آن - چنان كه شنيدهام - دو آنه « 3 » از شش آنه ، كه از ملك وزير مىگرفتند معاف كرد ، و زياده از سابق فيما بين ايشان و حسن رضا خان دوستى و الفت حاصل شد ، و بيشتر از پيشتر وى را ريشخند مىكردند .
نيابت تكيت رأى هندو
مجملا : چون حيدر بيگ خان فوت شد ، امور آن سركار زياده مختل شد ، و نيابت نائب به تكيت راى هندو كه سابق ديوان بود رسيد ، و مدّتى نيز بر اين منوال گذشت ، و هركس از گوشه [ اى ] دست يغما به آن دولت خداداد دراز كرده بود ، و از گوشه و كنار دست به تاراج مىبردند ، و اشخاص چند از قبيل خواجهسرا ، و كهار ، و فيلبان و غيره صاحب آلاف و الوف و دستگاه
هامش
( 1 ) شقه : كاغذ ، نامه .
( 2 ) عنه : در « الف ، ب ، ج » نيامده است .
( 3 ) آنه : سكّهء رايج هندوستان ، و يك شانزدهم روپيه است . ( فرهنگ معين )