تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
رباعى « 1 »
سخن‌چين را توانم چاره كرد * كه تا من خود نگويم او چه چيند « 2 » ولى از مفترى نتوان برآمد * كه از خود او سخن مىآفريند
و بعضى از مريدين ايشان توقّع داشتند كه چون سيد حسن به نماز جمعه حاضر ، شد هفته‌اى يك دفعه به عتبه بوسى ايشان مشرف شوم ، چون نمىشد خاطرگران بودند ، و لكن لا علاج مماشاتى از طرفين مىشد .

مقدّمهء نماز عيد رمضان المبارك

تا آن كه ماه مبارك رمضان به آخر رسيد و در رؤيت هلال شوّال فى الجمله اشتباهى حاصل گرديد ، جمعى از مقدسين و مؤمنين پيش من آمدند « 3 » شهادت دادند كه در مغرب روز بيست و نهم رؤيت نموده‌اند ، من حكم كردم كه فردا عيد رمضان و غرّهء شوال است ، هركاره اين خبر را به حضور رسانيد ، در ابتدا قبول نمود و بعد از تأمّلى فرمود كه ما پس‌فردا را عيد مىكنيم ، و در خدمت سيد معظّم اليه « 4 » نيز موافق آنچه من حكم كرده بودم ثابت گرديد ، چون صبح شد من عيد كردم و ايشان به بعضى از باغات خارج شهر رفتند ، و حكم را شايع نفرمودند ، دوستان به من گفتند كه چون جنابعالى « 5 » عيد
هامش
( 1 ) شعر : « الف » . ( 2 ) چند : « د » . ( 3 ) آمده : « الف ، ب ، ج » . ( 4 ) منظور سيد دلدار على سابق الذكر است . ( 5 ) يعنى وزير سعادت على خان .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 508 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )