حضور خواهد شد ، و هرگاه فيما بين او و حضور ملاقات شد امر مشكل خواهد گرديد ، و منازعهء مير نوّاب شاگرد من با ايشان بدون اذن من در مسألهء فقهيه ، و غالب شدن وى بر آن عاليشأن زياده موجب وحشتش و مؤيّد سخن مفتّنين شد .
دو سؤالى كه من از بعضى از فضلاء لكهنو كردم ، و تا به حال جواب آن « 1 » نرسيده است « 2 »
و علاوه بر آن ارشد تلامذهاش كه ميرزا كاظم على نامش بود و اغلب ناس و خود نيز وى را ثانى وى مىدانستند در مجلس من حاضر شد و سخن از تأليف در ميان آورد و گفت كه : من در امامت چيزى مىنويسم .
اين فقير پرسيد كه اماميّه معترفند كه نبى و امام از اوّل عمر تا به آخر از گناهان كبيره و صغيره معصومند ، آيا مراد ايشان از اوّل عمر چه وقت ، و از گناهان كدام است ؟ و ظاهر لفظ ايشان مقتضى آن است كه حضرات از اوّل ولادت ، صوم و صلات و حج و غير آنها از واجبات را ترك نكرده باشند ، و نظر به نامحرم و امثال آن از محرّمات را مرتكب نشده باشند ، و از آثار و اخبار خلاف آن معلوم مىشود .
و ديگر آنكه : جمعى از علماء وجوب عصمت ايشان را از سهو به اين مدلّل مىكنند كه : ايشان واجب الاطاعهاند بالضرورة و الاجماع ، و اين امر منافى وقوع سهو است ، زيراكه در محلّى كه سهو كردهاند در واقع و ما مطلع
هامش
( 1 ) آن : در « الف ، ج » نيامده است .
( 2 ) است : در « الف ، د » نيامده است .