بين نبودم ، مرا اين مصلحت پسند نيامد .
و در جواب پيغام دادم كه : چون جناب عاليه به همه معنى بالنسبة به حضور بزرگتر بودند ، سبقت به آنجا را لازم ديد ، و چون بيرون آمدن موقوف به اجازهء ايشان بود ، به طول كشيد ، اين جواب بر مزاج شريفش ناگوار معلوم شد ، و چندى به مسامحه و مساهله رفتار فرمود .
تمام شدن جزو اوّل « قوت لا يموت » در لكهنو
من نيز سكوت كردم و به تدريس و تأليف و اتمام جزو اوّل رسالهء « قوت لا يموت » مشغول شدم ، چنان كه به حمد اللّه در آن بلده به اتمام رسيد ، پس بعد از مدّت يك ماه تقريبا چند مسأله استفسار فرمود . و از آن جمله بود : بيان مقدار مهر سنّت به وزن هندوستان ، و جواز صداق زياده بر مقدار شرعى ، و چند مسألهء ديگر ، جواب نوشتم بسيار مسرور شدند ، و از بيان وزن هندوستان بسيار تعجب كردند ، و در مجلس شروع به تعريف و توصيف فرمودند ، و هركاره نيز به حضور مىرسانيد كه هر روز « 1 » صد مسأله زياد و كم دستخط و جواب داده مىشود ، از اين معنى و از استغناء من زياده خورسند شد .
علّت سوء مزاجى كه فيما بين من و جناب سيد دلدار على شد
در اين اثنا جناب سيد دلدار على را مفتّنين و مذبذبين از من رنجانيدند ، و خاطرنشان او كردند كه عدم اعتناء فلانى و استقلال مزاج او موجب ميل
هامش
( 1 ) هرروزه : « الف » .