را به جان و ايمان خريدارى مىنمايند ، پس جبّهء ابله فريبى را پوشيده در جرغهء « 1 » درويشان داخل گرديد ، و با همان منشىزاده شاگرد خود كه با شعورش يافته متّفق شده ، مسلك جديدى و آئين نوى را اختراع نمود و به اتّفاق يكديگر شروع به ايجاد زبان عجيب و فقرات غريبه كردند و به حكّ و اصلاح همديگر كتابى را تأليف كرده « اقوزهء مقدّسه » نام نهادند .
چون اندك علمى داشتن و الفاظ غير مأنوسه از فرس قديم را كه كمتر كسى شنيده بود ، در لباس عربى درآورده بودند ، لهذا در دل عوام جاى گرفت ، پس محمّد حسين دعوى مرتبهء « بيكوكيت » نموده ، گفت كه اين مرتبهاىست ما بين نبوّت و امامت ، و براى هر پيغمبر اولو العزمى نه « بيكوك » بودهاند ، و در نزد اماميه مىگفت كه : اوّل « بيكوك » خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله ؛ حضرت امير المؤمنين عليه السلام و هشتم ايشان « 2 » حضرت امام رضا عليه السلام است « 3 » ، و تا امام ثامن امامت و « بيكوكيت » هر دو مجتمع بودند ، بعد از آن بيكوكيت به من انتقال يافت ، و امامت به حضرت امام محمّد تقى عليه السلام تا حضرت صاحب الامر عجل اللّه تعالى فرجه و من خاتم البيكوكم .
و در نزد اهل سنّت مىگفت كه : چهار نفر از « بيكوك » خلفاى اربعهاند به ترتيبى كه نزد ايشان است و چهار ديگر را از خلفاى بنى اميّه و عباسيّه كه فى الجملة بهتر از ديگران بودهاند مىنمود ، و « بيكوك » نهم خود را حساب
هامش
( 1 ) جرغه : جرگهء .
( 2 ) آن : « ب » .
( 3 ) است : در « الف » نيامده است .