عليه « 1 » » قضيّهاى كه از آن شكل در نظر داشتند ، برعكس نتيجه مىبخشيد ، و در بوستان خيالشان به جز خار ندامت چيزى نمىروئيد ، و
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
« 2 » .
احوال جماعتى كه فقيرى به ايشان نفرين كرده است
و در آن بلده و اطراف آن ، طايفهاى هستند كه هريك لولهاى تقريبا يك وجب از گل و نحو آن ساختهاند ، و در هنگام غائط آن را به مقعد خود كرده بعد از لمحهاى « 3 » بيرون آورده غائط مىكنند ، و بدون اعانت آن ؛ غائط كردن ميسّر ايشان نيست ، و بر السن مشهور است كه مرد خدايى ؛ ايشان را نفرين كرده است كه به اين درد مبتلا شدهاند .
احوال مذهب خفشانى
و در آن بلده « ديدفر » نامى در سركار ناظم مقرّب و به خدمت
هامش
( 1 ) مقتبس از حديثى است كه به اين عبارت آمده . « الاسلام يعلوا و لا يعلى عليه » عوالي اللئالي : 1 / 226 حديث 118 ، صحيح بخارى : 2 / 96 ، ترجمه : برترى از آن اسلام است ، و چيزى را بر اسلام برترى داده نخواهد شد .
( 2 ) مقتبس از آيهء : 4 سورهء جمعه مىباشد و معنى آن چنين است : ( اين رسالت و نزول قرآن فضل و كرامت خداست كه آن لطف را در حقّ هركه بخواهد مىكند ، و خدا را بر خلق ، فضل و رحمت نامنتهاست ) .
( 3 ) لمحهاى : زمان كوتاهى - لحظهاى .