نيابت خان سامانى نظامت اسمى منصوب و متديّن به دين خفشانى نموده « 1 » بود . در مقام تفتيش مذهب او برآمدم و به حقيقت آن پى بردم به جهت تبصرهء اصحاب بصيرت ثبت مىشود .
بدانكه ! از جمعى از ثقات و از كتاب « سير المتأخّرين » معلوم گرديده است كه محمّد حسين نامى از سكنهء مشهد مقدّس رضوى عليه السلام كه در ظاهر مشهور به سيادت بود به اميد تفضّل و احسان نوّاب عمدة الملك امير خان ؛ صوبهدار كابل - كه از احفاد مير ميران بود - از وطن مألوف برآمده به كابل رسيد ، چون در علوم ادبيّه مثل : منطق و نحو و صرف ؛ خالى از معرفت نبود ، در اندك زمانى مشهور گرديد ، پسر شخصى از منشيان امير خان به شاگردى او رغبت نموده « 2 » به استفاده مشغول شد ، و به اين تقريب در مجلس امير خان يك روز نامش مذكور گرديد ، چون بر احوالش مطلع شد ، زوجهء خود را كه صبيّهء على مردان « 3 » خان بود بر مقدم او آگاهى داد .
زوجه مذكوره را چون اولاد نمىشد دختر سيدى را به طورى كه عادت اين كشور است پرورش كرده به فرزندى خود مىداشت و در خاطر خود مخمّر « 4 » كرده بود كه به شخص « 5 » قابلى وى را نكاح كرده باشد .
پس آن دختر را با سامان بسيار حبالهء محمّد حسين نمود ، و به اين وسيله آن
هامش
( 1 ) نمود : « ب ، ج » .
( 2 ) نمود : « ب ، ج » .
( 3 ) على مراد خان : « الف ، ب » .
( 4 ) مخمّر : پنهان شده .
( 5 ) شخصى : « ج ، د » .