تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
سراسر حيله را رفاقت و مصاحبت با امير خان ميسّر گرديد ، و با مردم آن دربار راه و رسم دوستى « 1 » استوار « 2 » شد ، بعد از مرور « 3 » چند سال به وساطت « 4 » امير خان داروغگى خوشبوئى خانه پادشاهى « 5 » به نام او مقرّر گرديد ، و بعضى از اولاد امير خان را كه از بطن زنان ديگر بودند مثل هادى على خان و غيره به عمل بعضى از شعبده بازىها مريد و معتقد خود گردانيد ، و هادى على خان زياده از ديگران ارادت « 6 » به هم رسانيد ، در اين اثنا امير خان به رحمت ايزدى پيوست ، و متعلّقان او از كابل به حضور حاضر شدند . محمّد حسين مذكور به علاقهء كار پادشاهى قاصد ملازمت پادشاه شد ، و با سرانجام بسيار وارد لاهور گرديد ، خبر رحلت عالمگير پادشاه را در آنجا شنيد ، توقّعاتى كه در افزايش جاه و اقتدار داشت منقطع ديد ، عطر و اسباب ديگر را كه همراه داشت ، در آن بلده به قيمت اعلا فروخت ، مبلغ شصت هفتاد هزار روپيه به هم رسانيد و همان را مايهء توكّل خود گردانيد ، و ديد كه در تمام اين كشور كما هو الآن كسى فهم نقطه از خط ، و تميز درست از غلط نمىكند ، اگر كسى نيز تمييز دهد در دفع مفاسد نمىكوشد ، خصوص اگر مفسده متعلق به امور دين باشد . و لهذا ؛ هركه هر قسم متاعى را كه در بازار آورد ابلهان به شوق تمام آن
هامش
( 1 ) با بعضى از ايشان : « ب » . ( 2 ) نهاد : « ب » . ( 3 ) مرور : در « ب » نيامده است . ( 4 ) بواسطهء : « ب ، ج » . ( 5 ) پادشاه : « ب » . ( 6 ) اراده : « د » .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 428 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )