به تفرّج و سير مشغول مىشدم .
ميرزا احمد اصفهانى « 1 »
و گاهى به مصاحبت عاليشأن ، زبدة الاعيان فخر الاقران ، ميرزا احمد خلف مرحوم مغفور ميرزا صدر الدين محمّد بن ميرزا حسين ؛ كلانتر دار السلطنهء اصفهان - كه متوّجه بود به امور حسينيّه كه نوّاب غفران مآب سراج الدولهء شهيد در آن بلده بنا كرده است - مشغول مىشدم .
مير اسحاق كرمانى و دو برادر او « 2 »
و بعضى از اوقات را با عالىجناب سلالة الاطياب مير اسحاق كرمانى سابق الذكر كه نهايت مقدّس و زاهد و صاحب معرفت و كمال ، و گوشهگير و با حال است به صحبت مىگذرانيدم ، وى خلف مرحوم مير اسماعيل كرمانى است ، و يك برادر او مرحوم شاه اسد اللّه بود كه مدّتى را در حدود هندوستان به خوبى گذانيد و در مرشد آباد بلا خلف فوت شد ، و برادر ديگرش مرحوم « 3 » مير شهاب الدّين بود كه در نجف اشرف صبيّهء مرحوم آقا باقر هزار جريبى را نكاح كرده بود و در آنجا به رحمت ايزدى پيوست ، و از او پسر و دخترى مخلّف است ، و مير موصوف را يك پسر است ملقب به « ميرن » و به غايت آرميده و نيكو اخلاق است .
هامش
( 1 ، 2 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است .
( 3 ) مرحوم : در « ب ، ج » نيامده است .