تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
اگر به ذكر احوال و اوصاف اين خاندان من البداية الى الآن به عنوان راستى و درستى بپردازم ، ستم بر صفحه و مداد است ، و اگر بر خلاف آن كنم ، خلاف آئين وقايع‌نگارى ، و موجب كذب و غضب حضرت بارى است ، لهذا از آن مرحله اغماض نموده ، به « 1 » مجملى از احوال و اطوار بزرگان ، و اغلب اهالى آن خاندان به نوعى كه به نظر آمده اشاره مىشود . و آن اين است كه : در آن « 2 » شهر هركه را هزّالى « 3 » بيشتر در مجلس انس پيشتر ، و كنّاس « 4 » ظريف هم‌كاسه و حريف ، و محتاط متّقى « 5 » كنّاس كثيف ، و دزد خائن امين خزائن ، و صادق و امين دزد و خائن ، و محتسب پياله نوش ، و مفتى ايمان فروش ، و خاموش درازگوش ، و مفسد صاحب هوش ، و دوست همسايهء عنقا ، و فانسخهء كيميا ، مقرّب خالق بعيد از دلهاى خلايق ، و قوت يوميّه قسم دروغ ، و « 6 » راستى شمع بىفروغ ، و قوّال نديم ، و نقّال حكيم ، و دفّال صاحب حال ، و طبّال جز و جلال ، و ربا روزى ، و حاجى موذى ، و شراب و بنگ موجب عزّت ، و قرب اميران الدنگ ، و فاضل مفضول ، و عالم مجهول ، و ناصح مجنون ، و فاسق ذو فنون ، و حشّاش بشّاش ، و محدّث مايهء اغتشاش ، و ساده‌پرست پاكباز ، و امرد فريب صاحب اعجاز ، و فحّاش زينت
هامش
( 1 ) به : در « الف » نيامده است . ( 2 ) اين : « ب » . ( 3 ) هزّالى : بيهوده گوئى : دلقك بازى . . . ( دهخدا ) ( 4 ) كنّاس : رفتگر ، و زباله كش . ( 5 ) متّقى : در « الف » نيامده است . ( 6 ) و : در « د » نيامده است .