تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
محفل ، و فحش گره‌گشاى دل ، و قلّاش « 1 » قدسى نفس ، و ناصح خرمگس ، و مسجد مزار ، و خرابات گلزار ، و مهمان بلاى ناگهان ، و ميزبانى تضييع زندگانى ، و يوحى « 2 » زن حلال ، و حورا « 3 » فاحشهء صاحب جمال ، نماز اسم بى مسمّى ، و روزه بالقوّهء انبياء ، و قرآن فال نامه كلثوم نه‌نه ، و كوچهء خرابات مغان قبله و كعبه ، و سگ‌بان ؛ پيام‌آور از جانب زنان ، چون سگ اصحاب كهف يار مردان ، و تحصيل نمودن قرص نان از مقولهء تسخير آفتاب كردن ، و شكستن گوشهء آن در خوان خوانين و بزرگان از مقولهء شقّ القمر نمودن است . مجملا : آنچه قدما در مذمّت هند گفته بودند همه را در آن شهر معاينه « 4 » ديدم ، و گويا كه منظور ايشان نيز از هند همان بلده است ، هركه اين فقر را در بيان امورات و احوال مذكوره معلّل به غرض داند ، خود به آن بلده رفته دريافت كند ، و يا آنكه از متردّدين ديگر استفسار نمايد ، او « 5 » جلّ شأنه مىداند كه موافق آئين وقايع‌نگارى آنچه نوشته شده است ، همه خالى از اغراق و زياده‌گوئى است .

احوال بيو بيگم صاحبه

پس در چنين وقتى به حسب التماس بيگم صاحبهء مذكوره چند ماهى را
هامش
( 1 ) قلّاش : زيرك ، حيله‌گر ، مردم بىنام و ننگ ، و لوند ، و بىچيز ، و مفلس و از كائنات مجرد را گويند . ( دهخدا ) ( 2 ) يوحى : نام زن است . ( 3 ) حورا : نام زن است . ( 4 ) معاينه : به چشم . ( 5 ) يعنى : خداوند .