تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
خود معيّن نمائيد « 1 » ، قبول كرد ، چون به خانه مراجعت كردم مبلغ پنجهزار روپيه فرستاد كه به جهت وى استيجار حجّ و زيارت نمايم . عالىحضرت ميرزا اسماعيل را - كه نهايت مقدّس و صالح و ديندار و صلاحيّت شعار و از اهل لكهنو بود - اجير كردم و روانهء سمت مقصودش نمودم ، بعد از آن خواهش نمود كه چندى توقف كرده باشم ، بعد از تأمل بسيار قبول كردم ، تمام اخراجات را متحمّل شد ، پس به جهت تنهايى اراده شد كه كسى را نكاح كرده باشم ، بيگم صاحبه اراده داشت كه يكى از دختران امرا را نكاح كنم ، صلاح خود را در قبول كردن ندانستم .

نكاح والدهء نورچشمى محمّد در مرشدآباد « 2 »

و صبيّهء مرضيّهء عاليشان معلّى مكان سيد نصير الدين حيدر ، معروف به مير سيّد ، و همشيره‌زادهء عالىجناب ميرزا غلام حسين خان را - كه ذكر ايشان در اولاد آقا عبد الباقى بن العالم الكامل ملّا محمّد صالح مازندرانى - قدس سرهما گذشت - حسب الخواهش ايشان و نظر به نسبت قديمه كه فيما بين بود ترجيح دادم ، و در دويّم ماه جمادى الثانى از سنهء مذكوره كه يك هزار و دو صد و بيست و يك است « 3 » ، نكاح را به صداق و مهر شرعى خود جارى كردم ، و در شب چهارم به خانه آوردم « 4 » .
هامش
( 1 ) نمايند : « ج » . ( 2 ) عنوان : در « ب ، ج » نيامده است . ( 3 ) كه يكهزار و دوصد و بيست و يك است : در « ب » نيامده است . ( 4 ) و در شب چهارم به خانه آوردم : در « ج » خوانا نيست .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 415 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )