عاليه دارند ، و به خوشگذرانى مشغولند .
در جائى فرود نيامدم و منزل به منزل مىرفتم تا آنكه يوم دوشنبه پنجم شهر ربيع الثانى وارد سعيدآباد شدم ، و آن تقريبا سه فرسخ از مرشدآباد دور است ، عاليشأن ميرزا ابو الحسن خلف مرحوم حاجى ميرزا باقر اصفهانى و جمعى از اعزّهء ديگر تكليف نزول كردند ، اسباب و سامان را در كشتى گذاشته ، خود به خانهء ميرزاى موصوف رفتم ، عاليشأن معلّى مكان ميرزا ابو الحسن خان خلف مرحوم حاجى مير جعفر اصفهانى كه داماد مرحمت و غفران پناه ميرزا داود صفوى است در مرشدآباد بود ، چون مطلع شد به استقبال آمد ، .
فصل دوازدهم تاريخ ورود به بلدهء مرشدآباد
پس به اتفاق ايشان و جمعى ديگر از اعزّه يوم سهشنبه ششم شهر مذكور وارد آن بلده شده ، در خانهء مومى اليه « 1 » آن روز را اقامت كردم و آقا محمّد حسن خراسانى ناظر من اسباب را به خانهء عالىجناب سلالة الاطياب مير اسحاق برادر شاه اسد اللّه كرمانى مرحوم برد ، بعد از اداى نماز مغرب و عشاء و به عمل آمدن تعشّى « 2 » به منزل مذكور رفتم .
هامش
( 1 ) مشار اليه .
( 2 ) طعام شامگاهى خوردن . ( دهخدا )