تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
سلوكى با جماعت قزلباشيه كرد . شعر « 1 »
چو تيره شود مرد را روزگار * همه آن كند كش نيايد به كار
در اين وقت در انظار خلايق نهايت پست شد ، و لكن به پاس حرمت صبيّهء نوّاب معظّم اليه آنچه به جهت او مقرّر شده بود به او مىرسانيدند ، و در ايّام مير عالم بهادر مىديدم كه در خصوص اخذ مقرّرى خود از كاركنان سركار او اهانت و خفّت بسيار به او مىرسيد ، و چيزى كه از ياد داده‌هاى ميرزا كاظم مذكور به خاطرش مانده است ذكر كيفيّت تسخير مملكت ايران است . و هنديان فقير در به دو امر اين مرحله را دليل بزرگى او مىدانستند ، و رفته رفته به كنه احوالش مطلع شدند و دانستند كه : شعر « 2 »
در پس آينه طوطى صفتش داشته‌اند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويد
لهذا رفت و آمد به خانه‌اش را موقوف كردند ، به حدّى كه از مردمان فرو مايه نيز كسى به ملاقاتش نمىرفت ، و به زبان حال مىگفتند كه :
هامش
( 1 ، 2 ) شعر : در « ب ، ج ، د » نيامده است .
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 383 | أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )